مولکول DNA چگونه کار می کند؟

همانند تک حلقه قدرت در داستان ارباب حلقه ها، دئوکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) پادشاه همه مولکول های درون سلول است. DNA اطلاعاتی را در خود جای داده که نسل به نسل منتقل می شود و راز حیات را در خود گنجانده.

ریبونوکلئیک اسید نه تنها ساخت دیگر مولکول ها (پروتئین ها) را کنترل می کند، بلکه در شکل گیری و بازسازی خود نیز نقش دارد. اگر تغییر کوچکی در ساختار آن شکل گیرد، ممکن است عواقبی جدی در پی داشته باشد و اگر به حد غیر قابل اصلاحی تخریب شود، سلول می میرد.

تغییرات DNA در سلول های مختلف، تنوع زیستی را به وجود می آورد. این پروسه طی میلیون ها سال و به طریق انتخاب طبیعی صورت پذیرفته است.

اما DNA چیست؟ چه کسی آن را و در کجا کشف کرد؟ چه چیزی آن را تا این حد خاص و حائز اهمیت کرده است؟ چگونه کار می کند؟ در این مقاله دو قسمتی نگاهی خواهیم داشت به ساختار این مولکول و اطلاعات جامعی از آن در اختیارتان قرار می دهیم.

کشف DNA

ابتدا بگذارید برای تان داستان کشف DNA را تعریف کنیم.

DNA یکی از مولکول هایی است که در رده اسیدهای نوکلئیک قرار می گیرد. اسیدهای نوکلئیک ابتدا در سال 1868 میلادی توسط فردریش میشر، زیست شناس سوئیسی کشف شدند. اگرچه میشر به وجود اطلاعات ژنتیکی در اسیدهای نوکلئیک شک داشت اما نمی توانست این مسئله را تایید کند.

در سال 1943، اسوالد ایوری و همکارانش در دانشگاه راکفلر به این نتیجه رسیدند که DNA گرفته شده از باکتری استرپتوکوکوس نومونیا می تواند سلول های سالم باکتریایی را مبتلا سازد. این یافته نشان می داد که DNA، همان مولکولی است که حاوی اطلاعات سلول است.

نقش اطلاعاتی DNA بعدها در سال 1952 توسط آلفرد هرشی و مارتا چیس مورد حمایت قرار گرفت. این دو دانشمند، با استفاده از باکتریوفاژها (ویروس هایی که از باکتری ها به عنوان سلول میزبان خود استفاده می کنند) اثبات کردند که DNA نقش محوری را دارد و نه پروتئین ها. اگرچه دانشمندان به این مسئله سال ها پیش پی برده بودند اما هیچ کس نمی دانست که این اطلاعات چگونه کدگذاری شده اند و چه عملکردی دارند.

در سال 1953، جیمز واتسون و فرانسیس کریک، ساختار DNA را در دانشگاه کمبریج کشف کردند. داستان کشف DNA در کتاب «مارپیچ دوگانه» توسط جیمز واتسون به رشته تحریر در آمد و بعدها نیز فیلمی با عنوان The Race for Double Helix به تصویر کشیده شد.

در حقیقت، واتسون و کریک از تکنیک مدل سازی مولکولی و اطلاعات دیگر دانشمندان (ماوریس ویلکینز، رزالیند فرانکلین، اروین چارگف و لینوس پائولینگ) بهره بردند تا پرده از اسرار DNA بردارند. داستان کشف DNA و نقش موثر فرانکلین در این اتفاق را می توانید در مقاله «نگاهی به زندگی رزالیند فرانکلین، دانشمندی که جهان را تغییر داد اما هیچگاه شناخته نشد» مطالعه کنید.

واتسون، کریک و ویلکینز به سبب کشف DNA، جایزه نوبل پزشکی آن سال را دریافت کردند.

ساختار DNA

DNA یکی از چندین مدل اسید نوکلئیک است (RNA ها یا ریبونوکلئیک اسیدها نوع دیگری از این دسته هستند). DNA در هسته تمامی سلول های بدن انسان پیدا می شود و اطلاعات درون این مولکول:

  • در ساخت پروتئین هایی که رفتارهای بیولوژیکی ما را معین می کنند به سلول کمک می کند.
  • از نسلی به نسل دیگر منتقل (کپی) می شود.

کلید عملکرد تمامی رفتارهای سلولی، بنا به ادعای واتسون و کریک، درون DNA نهفته است. اگرچه ممکن است پیچیده و بعید به نظر رسد اما تمامی اطلاعات بدن ما توسط توالی های تکرار شونده ی 4 عضو کوچک به نام نوکلئوتیدها کد گذاری شده اند.

یک بنای عظیم را تصور کنید که فقط از 4 مدل مصالح ساختمانی درست شده باشد یا یک زبان پیچیده را در نظر بگیرید که الفبای آن بیشتر از 4 حرف ندارد. DNA زنجیره ای بلند و طویل از این حروف و بلوک های کوچک است.

هر نوکلئوتید متشکل است از یک قند (دئوکسی ریبوز)، یک گروه فسفات و یک باز نیتروژنی. بازهای نیتروژنی به دو گروه پورینی (دو حلقه ای) و پیریمیدینی (تک حلقه ای) تقسیم می شوند که عبارتند از:

  • آدنین (Adenin) – یک باز پورینی
  • سیتوزین (Cytosine) – یک باز پیریمیدینی
  • گوانین (Guanine) – یک باز پورینی
  • تیمین (Thymine) – یک باز پیریمیدینی

واتسون و کریک متوجه شدند که DNA دو قسمت دارد. این دو طناب در کنار یکدیگر قرار گرفته و به دور هم می پیچند و نوکلئوتیدها بین این دو قرار گرفته اند و ظاهری نردبانی شکل به آن می بخشند که به دابل هلیکس یا مارپیچ دوگانه نیز معروف است.

بخش نردبانی مولکول شامل قسمت قند-فسفات نوکلئوتیدهای مجاور است که به یکدیگر پیوسته اند. فسفات یک نوکلئوتید با قند نوکلئوتید بعدی، پیوند کووالان برقرار کرده است (در پیوند کووالان، یک یا دو جفت الکترون میان دو اتم به اشتراک گذاشته می شود). پیوند هیدروژنی میان فسفات ها سبب پیچش نوارهای DNA می شود.

پایه های نیتروژنی به عنوان پلکان این نردبان دو به دو روبروی هم قرار گرفته و به یکدگیر متصل می شوند. هر دو نوکلئوتید (یک پورین با یک پیریمیدین) با پیوند هیدروژنی در برابر یکدیگر قرار گرفته و سبب ایجاد واحدهای DNA می شوند. در دئوکسی ریبونوکلئیک اسیدها، پیوسته و بدون استثنا، آدنین در برابر تیمین (A-T) و سیتوزین با گوانین (C-T) جفت می شود.

پیوند هیدروژنی

پیوند هیدروژنی یک پیوند ضعیف شیمیایی است که مابین اتم های هیدروژن یک مولکول و اتم های الکترونگاتیو مولکول های دیگر مثل اکسیژن، نیتروژن و فلوئور شکل می گیرد. البته این پیوند ممکن است میان اتم های یک مولکول واحد هم شکل بگیرد.

برخلاف پیوندهای یونی و کووالان، در پیوند هیدروژنی، اشتراک الکترونی اصلا صورت نمی پذیرد. جاذبه ضعیف میان دو اتم، دقیقا همانند کنش های مغناطیسی در آهنربا عمل می کند. پیوندهای هیدروژنی در فواصل نزدیک به سادگی شکل می گیرند و به سادگی هم از بین می روند اما با این حال می توانند در استحکام مولکول نقشی اساسی داشته باشند.

جایگیری DNA درون سلول

DNA مولکولی بسیار طویل است. بگذارید با یک مقایسه ساده عظمت آن را به شما نشان دهیم. یک باکتری معمولی مانند اشرشیا کلای را در نظر بگیرید، E. Coli مولکول DNA ای دارد که از 3 هزار ژن ساخته شده است. ژن بخشی از هر مولکول DNA است که یک پروتئین خاص را کد گذاری کرده و سلول با ترجمه آن می تواند از یک ساختار نوکلئیک اسیدی، یک پروتئین بسازد.

اگر این DNA را به شکل یک نخ در آوریم، طول آن به یک میلی متر می رسد در حالی که یک اشرشیا کلای، در حالت عادی فقط 3 میکرون (3 هزارم یک میلی متر) طول دارد. بنابراین برای جای گرفتن در سلول، به شدت پیچ و تاب خورده و به شکل یک کروموزوم پیچ در پیچ در آمده است.

موجودات پیشرفته تر مثل حیوانات و گیاهان، بین 50 تا 100 هزار ژن روی هر کروموزوم خود دارند (انسان 46 کروموزوم دارد). در سلول بدن این موجودات، DNA به دور پروتئین های کروی که هیستون نام دارند پیچیده شده است. هیستون ها نیز شدیدا در هم فرو رفته اند تا کروموزوم را درون هسته جای دهند. وقتی سلول تقسیم می شود، کروموزوم ها (DNA) باز می شوند و از روی هر دو طناب آن یک مولکول دیگر ساخته می شود.

سلول های غیر جنسی دو کپی از هر کروموزومی که قرار است رونویسی شود را دارند و ضمن تقسیم میتوز، هر سلول دختر ساخته شده از روی سلول مادر، دو کپی جدید و مشابه دریافت می کند.

اما در تقسیم میوز، ماده ژنتیکی به جای آنکه به طور کامل در اختیار دو سلول دیگر قرار بگیرد، تقسیم شده و هر نیمه آن در یکی از 4 سلول حاصل قرار می گیرد.

سلول های جنسی (اسپرم در مردان و تخمک در زنان) فقط یک کپی از کروموزوم را در اختیار دارند و وقتی عمل جنسی صورت می پذیرد و اسپرم و تخمک با یکدیگر لقاح می یابند، یک ورژن ناقص کروموزوم از پدر با ورژن ناقص دیگر از مادر ترکیب شده و DNA جدید را حاصل می شود.

همانند سازی DNA

DNA حاوی اطلاعاتی است که برای ساخت تمام پروتئین های لازم همه سلول ها لازم است و این پروتدین ها در کنار هم به یک موجود زنده معنا و مفهوم می بخشند. وقتی یک سلول تقسیم می شود، همه این اطلاعات باید به درستی منتقل شوند و سلول مادر و دختر تفاوتی با یکدیگر نداشته باشند.

پیش از اینکه یک سلول بتواند تقسیم شود، ابتدا باید همانند سازی صورت پذیرد. به بیانی دیگر، باید یک کپی از DNA آن آماده شود.

اینکه همانند سازی کجا صورت می پذیرد، بسته به یوکاریوت یا پروکاریوت بودن سلول متغیر است. همانند سازی DNA در سیتوپلاسم پروکاریوت ها و هسته یوکاریوت ها صورت می پذیرد. به جز ماهیت مکان این فرآیند، باقی پروسه همانند سازی DNA بین یوکاریوت و پروکاریوت مشترک است.

ساختمان DNA به سادگی اجازه می دهد تا آنزیم ها و پروتئین های دخیل در پروسه همانند سازی، وارد چرخه شده و فرآیند را آغاز کنند. هر سمت از مارپیچ دوگانه، در جهت مخالف مارپیچ دیگر است. یعنی انتهای یکی، ابتدای دیگری است.

جالبی این مدل، شباهت آن به زیپ های معمولی است، با این تفاوت که می توان آن را از هر ناحیه ای باز کرد و الگوی آن را کپی کرد. به علت اینکه چیزی از بین نمی رود، بلکه الگویی جدید براساس الگوی قدیمی شکل می گیرد، همانند سازی DNA را نیمه محافظتی می نامند. برای انجام این فرآیند، نیاز به ابزارهای خاصی است.

مراحل همانندسازی عبارتند از:

  1. آنزیمی به نام DNA Gyrase یا تروپوایزومراز 2، شکافی در مارپیچ دوگانه ایجاد می کند.
  2. آنزیمی با نام هلیکاز وارد می شود و دو طناب را از یکدیگر جدا می کند.
  3. پروتئین های ریز بسیاری به نام SSB به تک رشته های DNA وصل می شود و از بسته شدن آن جلوگیری می کند.
  4. کمپلکس آنزیم های DNA پلیمراز (خصوصا DNA پلیمراز 3) در طول رشته DNA قدم به قدم جلو رفته و نوکلئوتید مکمل را در برابر آن قرار می دهند. برای مثال، اگر رشته مادر به صورت TGAC باشد، DNA پلی مراز، یک رشته ACTG در برابرش قرار می دهد.
  5. DNA پلی مراز 1 و 2 پشت سر آن، یک بار دیگر همه چیز را چک می کنند تا در صورت بروز خطا، نوکلئوتید صحیح را جایگزین کنند.
  6. آنزیم دیگری به اسم DNA لیگاز، قطعات اکازاکی () را پشت سر هم قرار داده و یک رشته کامل پدید می آورد.
  7. رشته های کپی شده دوباره به یکدیگر وصل می شوند.

سلول های مختلف، با نرخ های متفاوتی DNA را همانندسازی می کنند. برخی سلول ها متداوما تقسیم می شوند، مثل سلول های مو، ناخن و مغز استخوان. برخی هم پس از چند سری تقسیم، متوقف می شوند (مثل ماهیچه ها، قلب و مغز). برخی دیگر هم اگرچه دیگر رشدی ندارند اما می توانند خود را ترمیم کنند، همانند پوست.

DNA حیوانات در برابر گیاهان

DNA تمامی موجودات زنده از همین ساختار و کدها پیروی می کند، اگرچه برخی ویروس ها از RNA به جای DNA برای حمل اطلاعات خود استفاده می کنند. اغلب حیوانات، دو کپی از هر کروموزوم را در خود جای داده اند اما گیاهان ممکن هست بیشتر از این تعداد را هم داشته باشند.

البته داشتن سه یا چهار کروموزوم یک اتفاق طبیعی نیست، حتی در گیاهان. جهش زایی بسیار رخ می دهد اما این مسئله در حیوانات عمدتا منجر به مرگ یا ایجاد بیماری هایی نظیر سندروم داون می شود اما گیاهان چندان واکنشی نسبت به کروموزوم های اضافه نشان نمی دهند.

DNA چه کاری انجام می دهد؟

همه چیز، از رنگ پوست و شکل و ظاهر شما گرفته تا نحوه فعالیت تک تک سلول های بدن، همه چیز در DNA آمده است. اما DNA صرفا یک دستورالعمل کدنویسی شده است که بدون تبدیل به پروتئین هیچ عملکردی ندارد.

درون DNA، هر پروتئین توسط یک ژن، کدگذاری شده. نحوه ترتیب و قرار گیری نوکلئوتیدها در کنار و روبروی یکدیگر، سبب ایجاد ژن های متفاوت می شود و هر ژن یک پروتئین جدید را پدید می آورد.

یک پروتئین از زنجیره بلندی از اسیدهای آمینه پدید می آید. پروتئین ها چندین نوع عملکرد دارند که عبارت است از:

  • آنزیم ها: هر ماده ای که انجام یک فرآیند را ممکن و تسریع کند، مثل تمامی آنزیم هایی که طی مرحله همانندسازی DNA لازم بود.
  • پروتئین های ساختمانی: کلاژن و کراتین نمونه های اصلی از پروتئین های ساختمانی هستند که به سلول شکل می دهند.
  • پروتئنی های انتقالی: هموگلوبین (حامل اکسیژن در خون) واضح ترین نمونه برای مثال در این زمینه است.
  • پروتئین های انقباضی: عضلات و ماهیچه ها از پروتئین های انقباضی ساخته شده اند.
  • پروتئین های ذخیره ای: مواد مغذی بسیاری در این نوع پروتئین ها ذخیره شده، مثل آلبومین تخم مرغ.
  • هورمون ها: پیامبرهای بین سلولی مثل انسولین، استروژن، تستوسترون و …
  • پروتئین های محافظتی: همانند آنتی بادی های سیستم ایمنی.
  • سم ها: بله، سم ها هم دسته ای از پروتئین ها را شکل می دهند، مثل زهری که مار وارد بدن شکار خود می کند.

نحوه قرارگیری آمینواسیدها در یک زنجیره، عاملی است که یک پروتئین را نسبت به پروتئین دیگر متفاوت می کند. همانطور که در قسمت اول گفته شد، فقط 4 باز در DNA وجود دارد اما برای ترجمه آن ها به پروتئین، 20 نوع آمینو اسید در اختیار سلول است.

بنابراین گروه های سه تایی نوکلئوتیدها یک کدون را شکل می دهند تا این 20 نوع آمینو اسید ساخته شود. البته براساس علم احتمال، 4X4X4 برابر است با 64 الگوی متفاوت اما نکته اینجاست که برخی از آمینواسیدها ممکن است به جای یک کدون، چندین کدون داشته باشد.

یک پروتئین ممکن است از 100 الی 1000 کدون (300 تا 3000 نوکلئوتید) تشکیل شده باشد. ذکر این نکته نیز لازم است که هر ژن برای شروع و پایان فعالیت نیز کدون های مخصوصی دارد.

ساخت پروتئین: رونویسی

 

ساخت پروتئین بسیار شبیه ساخت یک خانه است:

  • نقشه اصلی ساختمان، DNA است که تمامی اطلاعات لازم برای ساخت پروتئین (خانه) را در اختیار کارگران قرار می دهد.
  • یک کپی از نقشه اصلی تهیه می شود که mRNA یا RNA پیامبر نامیده شده.
  • محل ساختمان سازی نیز در پروکاریوت ها، سیتوپلاسم است و در یوکاریوت ها، شبکه آندوپلاسمی.
  • مصالح ساختمانی هم 20 نوع آمینو اسید مختلف اند.
  • کارگرهای ساختمانی هم ریبوزوم ها و tRNA ها هستند.

بیایید دقیق تر و جز به جز مراحل را بررسی کنیم. در یوکاریوت ها، DNA هیچگاه هسته را ترک نمی کند، بنابراین کارگرهای ساختمانی باید برای داشتن نقشه کار خود، یک کپی از روی آن تهیه کنند. این مرحله را مرحله رونویسی می نامند و ورژن کپی شده mRNA خطاب می شود.

رونویسی در هسته یوکاریوت ها و سیتوپلاسم پروکاریوت ها و توسط آنزیمی به نام RNA پلی مراز صورت می پذیرد. برای تهیه کپی از روی DNA یا به عبارتی دیگر، ساخت mRNA، آنزیم RNA پلی مراز:

  1. به بخشی از زنجیر DNA که توالی خاصی از ژن روی آن قرار گرفته جفت می شود.
  2. دو زنجیره DNA را از هم باز م کند و یکی از آن ها را به عنوان الگوی خود انتخاب می نماید.
  3. نوکلئوتیدهای جدید را در برابر الگوی خود قرار می دهد: G با C و A با U (یوراسیل یا U، نوکلئوتید جایگزین تیمین یا T در RNA است).
  4. نوکلئوتیدها را به یکدیگر متصل کرده و mRNA را پدید می آورد.
  5. زمان رسیدن به کدون پایان، رونویسی را متوقف می کند.

برخلاف DNA که حتما باید یک از دو زنجیر تشکیل شده باشد، mRNA دوست دارد تکی به کار خود ادامه دهد. در پروکاریوت ها، تمام نوکلئوتیدهای درون mRNA بخشی از کدون یک پروتئین هستند. با این حال، در یوکاریوت ها، بخش های اضافه ای به اسم اینترون وجود دارد که مفهومی برای کارگرها نداشته و در عملیات پروتئین سازی استفاده خاصی ندارند. بعدها طی عملیاتی، اینترون ها قطع و جدا می شود و توالی های مفهوم دار کنار هم قرار می گیرند.

حالا زمان آن رسیده تا مرحله بعدی آغاز شود و کپی نقشه (mRNA) به محل ساخت و ساز پروتئین برود و کارگرها کار خود را آغاز کنند.

ساخت پروتئین: ترجمه

پروسه تبدیل mRNA به آمینو اسید و سپس قرارگیری آمینو اسیدها در کنار هم و تشکیل پروتئین را ترجمه می گویند. این فرآیند در ریبوزوم ها صورت می پذیرد که از rRNA یا RNA ریبوزومی ساخته شده اند.

در پروکاریوت ها، rRNA در سیتوپلاسم ساخته می شود اما در یوکاریوت ها محل ساخت آن هسته است. این عضو کوچک از سلول، دو قسمت کوچک و بزرگ دارد. در بخش بزرگ، دو محفظه به نام P و A وجود دارد که کدون ها و آمینو اسیدها مرتبا از آن گذر می کنند. خط تولید یک کارخانه را در نظر بگیرید که مواد وارد یک دستگاه شده و از سوی دیگر، با شکلی متفاوت بیرون می آیند. ریبوزوم این وظیفه را به عهده دارد.

ضمن شروع، اتاقک P اولین کدون موجود روی رشته mRNA و اتاقک A، کدوم بعدی را درون خود نگه داشته است که با پیشروی فرآیند ترجمه، هر کدون، یک مرحله جلو رفته و کدوم جلویی نیز از ریبوزوم خارج می شود.

هر tRNA (که یکی دیگر از کارگرها به حساب می آیند) یک مکان شناسایی برای یک آمینو اسید دارند، یا به عبارتی دیگر، هر tRNA، فقط یک آمینو اسید را می شناسد و با بررسی کدون mRNA می تواند آمینواسید مورد نیاز را به زنجیره پروتئین ها اضافه کند.

هر مولکول tRNA دارای توالی 3 تایی خاصی از نوکلئوتیدها است که آنتی کدون نامیده شده و دقیقا در برابر mRNA است. یعنی اگر روی mRNA یک توالی UUU دیده شود، آنتی کدون آن که روی tRNA است باید AAA باشد.

همه mRNA ها با توالی AUG که کدون آغاز است شروع شده و با سه کدوم UGA ،UAA و UAG نیز پایان می یابند. کدون های پایان در واقع آمینو اسید خاصی را ترجمه نمی کنند، بلکه به یک باره ترجمه را متوقف نموده و به فرآیند پایان می بخشند.

 پروسه سنتز پروتئین

بیایید به ترتیب این مراحل را دنبال کنیم:

  1. یک ریبوزوم به mRNA با کدون آغازین AUG متصل می شود. کدون AUG در جایگاه P و کدون بعدی (مثلا UUU) در جایگاه A قرار می گیرد.
  2. یک tRNA با آنتی کدون اول که UAC (معرف آمینو اسید متیونین) باشد به جایگاه P می آید.
  3. tRNA بعدی با آنتی کدون AAA (معرف آمینو اسید فنیل آلانین) به جایگاه A می رود.
  4. یک پیوند پپتیدی میان متیونین و فنیل آلانین شکل می گیرد.
  5. tRNA اول که در جایگاه P قرار گرفته بود، متیونین را تحویل ریبوزوم داده و وارد سیتوپلاسم می شود تا یک متیونین دیگر را جذب کند و در فرآیندهای بعدی پروتئین سازی وارد شود.
  6. همه چیز یک مرحله جلو می رود. بنابراین حالا در جایگاه P، کدون UUU قرار گرفته و کدون بعدی (مثلا ACA) وارد جایگاه A شده است.
  7. tRNA بعدی با آنتی کدون UGU و اسید آمینه ترئونین وارد جایگاه A ریبوزوم شده و روی mRNA قرار می گیرد.
  8. یک پیوند پپتیدی میان فنیل آلانین و ترئونین شکل می گیرد و حالا زنجیره پروتئینی متشکل است از: متیونین-فنیل آلانین-ترئونین.
  9. tRNA مخصوص به فنیل آلانین هم که در جایگاه P بود از ریبوزوم خارج می شود.
  10. و این پروسه همینگونه ادامه می یابد تا تمامی کدون های روی mRNA یک جفت tRNA پیدا کرده و از آمینو اسید روی آن برای ساخت پروتئین استفاده کنند. در نهایت و با قرارگیری کدون پایان در جایگاه A، فرآیند ترجمه اتمام می یابد.

جهش

در ژنوم انسان، در حدود 50 الی 100 هزار ژن وجود دارد. مادامیکه DNA پلی مراز 1، به همانندسازی از روی توالی DNA می پردازد، ممکن است اشتباهاتی رخ دهد (که بعدها DNA پلی مرازهای شماره 2 و 3 باید آن را اصلاح کنند).

برای مثال، ممکن است به جای آنکه باز A در برابر T قرار بگیرد، یک T دیگر جای آن نشسته و T-T را پدید آورد که یک نارسایی و اشتباه است و موتاسیون یا جهش نامیده می شود. به یاد دارید که گفته شد 20 آمینو اسید 64 کدون دارند؟ تعدد کدون ها برای تعریف یک آمینو اسید اینجا به کار می آید.

اگر در پروسه رونویسی اشتباهی رخ دهد و یک نوکلئوتید به اشتباه در mRNA قرار بگیرد، این احتمال وجود دارد که نوکلئوتید جدید و حاصل از جهش، همان پروتئین قبلی را معنی کند. اما اگر تغییر کدون ها سبب تغییر نوع پروتئین شود، این اتفاق ممکن است زیان بار باشد.

انواع و اقسام اشتباهات ممکن است حین فرآیندهای رونویسی و همانندسازی رخ بدهد که عمده آن ها توسط آنزیم ها اصلاح می شوند اما اگر این اتفاق رخ ندهد و جهش سر جای خود باقی بماند، هم می تواند مضر و کشنده باشد و هم می تواند سبب ایجاد تغییر و تنوع شود.

 منبع : دیجیاتو